تبلیغات
جمال آفتاب - حسین منی و أنا من حسین

جمال آفتاب

              اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود 



شنبه 14 بهمن 1391

حسین منی و أنا من حسین

نویسنده: محمد کاظم   

یا اباعبدالله،

تو همه چیزت را در راه اسلام دادی،
همه چیز...


ای معلم،
ای چراغ راه،

ای کشتی نجات،
نجاتمان بده
آب دنیا پرتلاطم است
هر گوشه ای، فریبی در کمین است
ما اسم تو را به زبان می آوریم، ولی راه تو را نمی رویم

ای حسین،
چه زیبا بود دنیا اگر از تو آموخته بودیم
مرامت را
اخلاقت را
غیرتت را

ای مردترینِ مردها،
ای آقا و سرور همه ی شهیدان،

چه بگویم که پیامبر خدا در وصفت گفت: "حسین منی و انا من حسین"
"حسین از من است و من از حسین"
نیمه ی اول جمله واضح است: تو از نوادگان پیامبری
ولی نیمه ی دوم چه؟
"من از حسینم"؟
مگر می شود؟
استادی داشتیم
می گفت نیمه ی دوم این حدیث پر از مفهوم است
من از حسینم یعنی،
دین من،
آوازه ی من،
آینده ی امت من،
همه وابسته به حسین است
اگر حسین نباشد،
حقیقتی از دین محمد (ص) باقی نخواهد ماند
این حسین است که با خون خود
درخت محمد را آب‌یاری می کند
چه زیبا گفت پیغمبر راستگوی
حسین از او بود
و او از حسین است

 

امتیاز به این مطلب امتیاز به این مطلب


لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب وبلاگ، چگونه است؟






  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :