تبلیغات
جمال آفتاب - فروشنده ی ماهر

جمال آفتاب

              اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود 



جمعه 1 دی 1391

فروشنده ی ماهر

نویسنده: محمد کاظم   

یك پسر تگزاسی برای پیدا كردن كار از خانه به راه افتاده و به یكی از این فروشگاهای بزرگ كه همه چیز می فروشند (Everything Under a Roof) در ایالت كالیفرنیا رفت. مدیر فروشگاه به او گفت : یك روز فرصت داری تا به طور آزمایشی كار كرده و در پایان روز با توجه به نتیجه كار در مورد استخدام تو تصمیم میگیریم. در پایان اولین روز كاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید كه چند مشتری داشته است ؟ پسر پاسخ داد كه یك مشتری مدیر با تعجب گفت: تنها یك مشتری ...؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
 پسر گفت: 134,999.50 دلار تقریبا مدیر فریاد كشید : 134,999.50 دلار .....؟ مگه چی فروختی ؟ پسر گفت : اول یك قلاب ماهیگیری كوچك فروختم، بعد یك قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یك چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یك چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم كجا میرید ماهیگیری ؟ گفت : خلیج پشتی من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یك قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بكشد؟ كه گفت هوندا سیویك من هم یک بلیزر دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم كه او هم خرید.
مدیر با تعجب پرسید : او آمده بود كه یك قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی ؟ پسر به آرامی گفت : نه ، او آمده بود یك بسته قرص سردرد بخرد كه من گفتم بیا برای آخر هفته ات یك برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، شاید سردردت بهتر شد !

امتیاز به این مطلب امتیاز به این مطلب


لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب وبلاگ، چگونه است؟






  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :