تبلیغات
جمال آفتاب - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (روحی له الفدا) در دیدار جهادگران بسیج سازندگى‌

جمال آفتاب

              اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود 



بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً خوشامد عرض میكنیم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیزم، برادران و خواهران باارزشِ فعال و متعهد كه با حضور خودتان، با نیروى خودتان، با جوانى خودتان، با شورِ امید و ایمان خودتان، كشور را و جامعه را و این دوره‌ى از زمان را رونق میبخشید و تاریخ را آبرومند میكنید.

یك جمله اول عرض كنیم در والائىِ جایگاهى كه امروز شما جوانان عزیز قرار دارید؛ چه شما جمع حاضر در این محفل صمیمى و چه ده‌ها هزار یا شاید صدها هزار جوانى كه در همین خیل و روال حركت كردند و امروز در اینجا حضور ندارند. و آن جمله این است كه: عزیزان من! به جوانىِ شما و گذر دوران جوانى براى شما در این برهه، هر كسى غبطه میخورد. این جوانى، اینجور جوانى كردن، اینجور دوران عزیز و گرانبهاى جوانى را خرج كردن، براى هر كسى كه دوران جوانى را پشت سر گذاشته است، غبطه‌آور است.

امروز در دنیا جوانهاى همسن و سال شما در میان چه احساساتى، چه توهماتى، چه فعالیتهائى دارند این دوران عزیز و گرانبها را میگذرانند؟ در پیشرفته‌ترین كشورها غبار ناامیدى، افسردگى، بى‌هدفى، روى زندگى زیباى جوانى را پوشانده است؛ بسیارى از جوانان فقط هدفشان رسیدن به آرزوهاى كوچك و حقیر مادى براى خودشان هست؛ نه لذت خدمت به خلق را میچشند، نه نیروى عظیم و كمیابِ جوانى را در راهى كه شایسته‌ى آن هست خرج میكنند؛ و بسیارى نه فقط هدفهاى والا ندارند، بلكه اصلاً هدف ندارند و زندگى را به صورت روزمره، غرق در مادیات، غرق در شهوات زودگذر و افسرده كننده طى میكنند؛ از آن روح متلألئ معنوى كه یك جوان مؤمن و عاشق خدمت و متوجه به مبدأ عشق و زیبائى و حقیقت برخوردار است، آنها چیزى نمیفهمند. جوانىِ شما براى یك چنین انسانهائى - اگر چشم بصیرت داشته باشند - هم در خور غبطه خوردن است.

قدر این دوران را و این جهتگیرى را و این روحیه را بدانید؛ نعمت خدمتگزارى را و توان خدمتگزارى را كه خداى متعال به شما هدیه كرده است، قدر بدانید؛ خدا را شكر كنید؛ افزایش این گنجینه‌ى معنوى را از خدا بخواهید. و این را بدانید كه هر جامعه‌اى و هر كشورى از یك چنین سرمایه‌ى عظیمى و ذى‌قیمتى برخوردار باشد، بدون هیچ تردیدى خواهد توانست به برترین قله‌هاى عزت و عظمت دست پیدا كند. و این سرنوشت قطعىِ جامعه‌ى شما و ملت شماست. عامل آن هم، موتور محركِ آن هم، همین روحیه‌اى است كه شما دارید.



خب، یك جمله عرض كنیم در مورد این حركت عظیم بسیج سازندگى و اردوهاى هجرت كه به طور رسمى، ده سال است آغاز شده. البته این را من باید اقرار كنم كه این كار، اول از خود جوانها شروع شد؛ خود جوانهاى دانشجو و دانش‌آموز در بخشهاى مختلف، این حركت را شروع كردند؛ در سال 79 گزارش این حركت زیبا و پرشكوه به ما رسید و منجر شد به اینكه پیام بسیج سازندگى به قاطبه‌ى جوانان كشور داده شود. یعنى این یك حركت خودجوش مردمى است؛ درست مثل جهاد سازندگى در آغاز انقلاب. جهاد سازندگى هم همین جور بود؛ اول، خود جوانها شروع كردند، خودشان رفتند توى روستاها مشغول خدمتگزارى شدند در آن اوضاع بسیار دشوار و پیچیده. این حركت، امام بزرگوار را به فرمان جهاد سازندگى تشویق كرد. كار مردم، الهام‌بخشِ اقدام مدیران و مسئولان است.

خب، عاملْ اینجا چیست؟ عشق و ایمان، بصیرت و همت؛ اینها ستونهاى اصلى است. عشق و ایمان. انسانى كه ایمان ندارد، محورى براى حركت خود نمیتواند تصویر كند. انسانى كه از احساس عاشقانه و عمیق قلبى برخوردار نیست، نمیتواند این حركت را ادامه دهد و استمرار بخشد. انسانى كه همت ندارد، به كارهاى كوچك، به فرازهاى محدود اكتفاء میكند؛ چشم به برترین قله‌ها نمیدوزد. انسانى كه بصیرت ندارد، راه را عوضى میرود؛ اگر عشق و ایمانى هم در او هست، آن را در راه غلط مصرف میكند، كجراهه میرود. عشق و ایمان، همت و بصیرت؛ اینها را انقلاب به مردم ما و جامعه‌ى ما داد؛ لذا انقلاب شد همان شجره‌ى طیبه‌اى كه در قرآن از آن نام برده شده است: «أ لم تر كیف ضرب اللَّه مثلا كلمة طیّبة كشجرة طیّبة».(1) كلمه‌ى طیب مثل درخت نیكونهاد و سالم و طیب است. «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»؛ ریشه‌دار، داراى ریشه‌ى عمیق و مستحكم و داراى شاخ و برگ فراگیر. «تؤتى اكلها كلّ حین باذن ربّها»؛ میوه‌ى مطابق فصل، میوه‌ى مطابق نیاز در اختیار و در دسترس جامعه قرار میدهد. این كلمه‌ى طیبه است؛ انقلاب یك چنین چیزى است. حركت انقلابى‌اى كه امام بزرگوار ما - آن رهروِ حقیقىِ راه طیبین و اولیاء و شهدا و معصومین و صدیقین - در مقابل پاى ما گذاشت، همان كلمه‌ى طیبه است.

یك روز نیازِ حركت دفاعى در درون جامعه بود، یك روز نیازِ حركت دفاعى در مرزهاى كشور بود، یك روز نیازِ به علم و دانش است، یك روز نیازِ به تحكیم عقاید و ایمانهاست، یك روز نیازِ به خدمتگزارى است؛ در همه‌ى این شرائط، میوه‌هاى متناسب با فصل در اختیار مردم گذاشته میشود. این حركتِ انقلاب است.

عده‌اى خیال كردند انقلاب كهنه شد یا كهنه‌شدنى است. اعلام كردند انقلاب تمام شد! خودشان تمام شده بودند؛ خودشان ذخیره‌شان ته كشیده بود، قادر به ادامه‌ى راه نبودند؛ دنیا را، جامعه را، انقلاب را به خودشان قیاس كردند؛ اشتباه كردند. «نسوا اللَّه فأنساهم انفسهم»؛(2) وقتى با خدا قطع رابطه شد، انسان حتّى خودش را هم درست نمیتواند بشناسد، چه برسد به جامعه‌اش، چه برسد به آرمانهایش. چه جور انسان با خدا قطع رابطه میكند؟ وقتى كه هوسها، گرایشهاى مادى، خودمحورى‌ها بر جان انسان غلبه پیدا كرد و این جاذبه‌ها مثل تار عنكبوتى، حشره‌ى ضعیفِ همت و ایمان آنها را در خود فرا گرفت، آن وقت متوقف میشوند. اینجورى داشتیم. در گذشته هم داشتیم، در آینده هم خواهیم داشت؛ اینها ریزشها هستند. آن كسانى كه از راه انقلاب و مسیر انقلاب باز میمانند، لزوماً كسانى نیستند كه از اول، كمر دشمنى با انقلاب بسته‌اند. وقتى كه انگیزه‌ى مادى بر انسان غلبه كرد، در راه میماند؛ وقتى هدفهاى كوچك و حقیرِ شخصى: رسیدن به مال و منال، رسیدن به تجملات، رسیدن به ریاست، رسیدن به قدرت، براى انسان شد هدف، هدف اصلى از یاد میرود.

در یك مسیر وقتى كه ما در پى آن هستیم كه به محلى، به هدفى برسیم، اگر در راه سبزه‌زارى، یك چشمه‌اى، قهوه‌خانه‌ى خوبى پیدا شد و پامان سست شد و آنجا را هدف فرض كردیم، دلمان خوش شد به اینكه این لحظه را خوش بگذرانیم، هدف از یاد خواهد رفت؛ از راه خواهیم ماند. این بلائى بود كه سرِ بعضى آمد، دیگران را هم به خودشان قیاس كردند، گفتند انقلاب تمام شد، گفتند امام فراموش شد؛ اشتباه میكردند. انقلاب یك حقیقت خدائى است، متكى به ایمانهاست، متكى به احساسات عاشقانه است، متكى به بصیرت است. مگر تمام میشود؟ لذا من بارها گفته‌ام، الان هم میگویم: نسل جوان امروز ما كه نسل سوم انقلاب است، از جوانان نسل اول اگر ایمانشان قوى‌تر نباشد، پرشورتر نباشد، بصیرتشان روشن‌تر نباشد، یقیناً عقب‌تر نیستند.

آن روز بسیارى از افراد وارد میدانها میشدند، نمیتوانستند بمانند. جوانِ امروز با این همه وسوسه‌ها، با این همه ابزارهاى انتشار مادیگرى و شهوت و خودپرستى، وقتى كه به پاى انجام وظیفه میرسد، اینجور جانفشانى میكند؛ اینجور وارد میدان میشود. این خیلى باارزش است؛ خیلى باارزش است.

بسیج سازندگى و این اردوهاى هجرت را قدر بدانید. شما كه خودتان محورهاى اصلى این حركت عظیم هستید، این را قدر بدانید؛ از خداى متعال شاكر باشید. مسئولین، دیگران، مدیران و كسانى كه دست‌اندركار امور هستند، آنها هم این حركت عظیم را قدر بدانند. سال تحصیلى، درس را خوب بخوانید، با تحقیق بخوانید، قصدِ رسیدن به قله‌هاى علمى را پیدا كنید. در دوره‌ى فراغت هم ساعات را، روز و شب را، با این حركت زیبا و باشكوهِ خدمت به مردم غنى كنید.

این كارِ اردوهاى هجرت و حركت عظیم بسیج سازندگى یكى از بركاتش خدمت‌رسانى است كه میلیونها نفر از این خدمت شما به صورت مستقیم بهره‌مند میشوند. از لحاظ مادى، از لحاظ امور روزمره‌ى زندگى، از لحاظ معنوى و هدایت، بهره‌مند میشوند. شما اگر درس قرآن هم آنجا ندهید، خودِ حضور یك جوان مؤمن و متدین و متشرع در یك مجموعه‌ى روستائى، در بین جوانان، در بین مردم، مظهر مجسم آیه‌ى قرآن است؛ آنها را به دین، به انقلاب، به معنویت، سوق میدهد. «كونوا دعاة النّاس بغیر السنتكم»؛(3) شما با عمل خودتان مردم را به ایمان، به اسلام، به دین دعوت میكنید. این خدمت‌رسانى است؛ خدمت‌رسانى مادى و خدمت‌رسانى معنوى. از این مهمتر، خدمتى است كه شما به خودتان میكنید؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال میكنید؛ به بالقوه‌هائى كه در وجود شما هست، فعلیت میبخشید؛ تجربه پیدا میكنید؛ با زندگى مردم آشنا میشوید؛ این حصارهاى طبقاتى شكسته میشود؛ واقعیتهاى زندگى را لمس میكنید؛ در خودتان شعف و بهجت خدمت‌رسانى را احساس میكنید و این احساس را در وجود خودتان زنده میكنید. كسى كه لذت خدمت و كار را بچشد، از كار خسته نمیشود. همان طور كه در گزارشها برادران عزیز گفتند، من هم قبلاً در گزارشها خوانده‌ام؛ جوانى كه این لذت را در وجود خودش كشف كرد، از خدمت خسته نمیشود؛ این هم فایده‌ى دوم كه فایده‌ى بسیار بزرگى است.

فایده‌ى سوم این است كه شما سفیران كار و تلاش خواهید شد. وقتى شما در یك محیطى حاضر میشوید؛ در كویر، در كوهستان، در نقاط دور از دسترس، در میان مردم محروم مشغول كار میشوید، جوانى كه در آنجاست، از شما الهام میگیرد و شما میشوید سفیر تلاش و كار و خدمت و جهاد و مجاهدت. «من احیاها فكانّما احیا النّاس جمیعا»؛(4) شما دلها را زنده میكنید؛ فایده‌ى بزرگى است. فوائد فراوانى در این كار هست. این جریان عظیم را حفظ كنید.

عزیزان من! كشور شما و ملت شما در یك پیچ خطرناك تاریخى در حال حركت است. سى سال است ما داریم این پیچ را طى میكنیم. به نقاط خطرناك، خطرخیز رسیدیم، از آن عبور كردیم؛ لكن تمام نشده. این نقطه‌ى حساس تاریخى فقط مربوط به تاریخ ایران نیست، مربوط به تاریخ امت اسلامى است. امت اسلامى كه قرنهاست دچار ركود است، مورد تحقیر است، دچار عقب‌ماندگى از كاروان تمدن است، دچار برخى یا بسیارى حكام و زمامداران فاسد و دیكتاتور است، امروز نوبت این فرا رسیده است كه امت اسلامى خود را از زیر بار این همه مشكلات، این همه آلودگى‌ها، این همه گرفتارى‌ها خلاص كند. ملت ایران قدم بزرگ اول را برداشته است. دنیا، دنیاى تعارض است، دنیاى جنگ است، دنیاى كشتى‌گیرى‌هاى مادى میان قدرتهاست؛ قدرتهائى كه نمیخواهند ملتهاى مستقل سر بلند كنند و احساس شخصیت و حضور بكنند، ساكت نمیمانند، بیكار نمیمانند؛ بخصوص كه میدانند امت اسلامى از یك استعداد درونىِ برخاسته‌ى از احكام اسلامى برخوردار است؛ لذا صف‌كشى میكنند، كه دیدید صف‌كشى كردند. از اولِ انقلاب اسلامى، صف‌بندى میان جبهه‌ى مستبدان بین‌المللى، زیاده‌خواهان بین‌المللى و میان ملت بزرگ و شجاع ایران شروع شد. وانمود میكنند هدف، ایران است؛ اما هدف، اسلام است؛ هدف، امت اسلامى است. میدانند كه موتور این حركت عظیم، معنویت است، قرآن است، اسلام است؛ لذا با اسلام و قرآن معارضند. البته خطشكن ملت ایران است و ضربات را به خطشكن متوجه میكنند. اما این نیروى عظیم خطشكن، با گذشت بیش از سه دهه، نه فقط پاهاش سست نشد، نه فقط عزمش متزلزل نشد، نه فقط عقب‌نشینى نكرد، بلكه شتاب خود را بیشتر هم كرد.

بارها من گفته‌ام و این گفته شعار نیست، واقعیت است: امروز ما هم همتمان، هم بصیرتمان، هم توانائى‌هاى گوناگونمان از سى سال قبل بمراتب بیشتر است. هدایت انقلاب، روح انقلاب، جهتگیرى انقلاب در ما كهنه نشده؛ چیزى كه آنها امیدش را داشتند. شاهد و دلیل: همین جوانها. بهترین شاهدها همین شما جوانان عزیز هستید؛ این نسل پویا و بالنده‌ى بابصیرت و باهمت و آگاه كه در صحنه‌هاى گوناگون حاضر است.

اگر صحبتِ كارهاى فناورى پیچیده است، همین جوانها هستند؛ انرژى هسته‌اى را هم جوانهاى ما دارند سر پا میكنند؛ در سلولهاى بنیادى هم جوانهاى ما دارند فعالیت میكنند؛ و در فناورى زیستى، فناورى نانو، و انواع و اقسام فناورى‌ها، هر جا میرویم جوانهایند؛ جوانهائى كه نه دوران جنگ را دیدند، نه امام را ملاقات كردند، نه از اول انقلاب خاطره‌اى دارند. پس این حركت، حركت پوینده و بالنده است. به میدان عمل و خدمت و تلاش كه میرسیم، همین حركت عظیم بسیج سازندگى را مى‌بینیم؛ به میدان سیاست و اعلام حضور كه میرسیم، حركت 9 دى را مى‌بینیم، حركت 22ى بهمن را مى‌بینیم، حضور عظیم در انتخابات را مى‌بینیم؛ اینها معناش چیست؟ معناش این است كه امروز جوانان ما - كه اكثریت قاطع ملت ما هستند - و عموم ملت ما در همان جهت حركت انقلاب اسلامى و با همان ضرب دست انقلاب، رو به فزایندگى هستند، دارند پیش میروند. پس ما پیش رفتیم.

دشمن، درست نقطه‌ى مقابل است. آن روز قوى‌تر بود، امروز ضعیفتر است؛ آن روز امیدش بیشتر بود و میگفتند ما سه روزه، بعد میگفتند در ظرف یك هفته، بعد میگفتند در ظرف دو ماه، انقلاب را، نظام را، از بین میبریم؛ امروز چنین حرفهاى گزافى كسى از اینها نمیشنود؛ ناامید شدند، عقب‌نشینى كردند. پس این حركت، حركتِ رو به جلوست. ما در این پیچ عظیم تاریخى داریم با احتیاط، با تدبیر، با حواس جمع و با نیروى زیاد جلو میرویم. و این به بركت چند عامل اصلى است؛ یكى از این عوامل، شما جوانها هستید. شما دارید كشور را جلو میبرید. یكى از موتورهاى قوىِ پیشبرنده، حضور جوانهاست. همه باید حضور جوانها را قدر بدانند. و ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز گسترش این روحیه در بین جوانهاى ما بیشتر شود؛ چه در دختران، چه در پسران؛ چه در محیط دانشگاه، چه در محیط دبیرستانها؛ چه در محیطهاى گوناگون اجتماعى دیگر. و این خواهد شد. حرفهاى یأس‌آلود، حرفهاى ناشى از افسردگى - كه غالباً علتش هم نومیدى و افسردگىِ گوینده‌ى همین حرفهاست - راه به جائى نخواهد برد.

این روزها، روزهاى سالگرد آغاز جنگ تحمیلى است. هشت سال همه‌ى قدرتهاى نظامىِ دنیا دست به دست هم دادند علیه ایران. درست است كه آمریكا و شوروى سابق، عملاً توى میدان جنگ، سرباز نفرستادند - آنها سرباز نمیفرستند، احتیاج به سرباز فرستادن نبود. بیچاره ملت عراق، اسیر دست اینها بودند - اما تجهیزات میفرستادند، نقشه‌ى جنگى میدادند، تصویر فضائى از وضعیت عرصه براى صدام تهیه میكردند، پول براش میفرستادند، اعتبار سیاسى براش درست میكردند؛ هرچه از دستشان برمى‌آمد علیه انقلاب، علیه امام، علیه نظام، دروغ و شایعه و تبلیغات میساختند و پخش میكردند. همه‌ى این كارها را كردند. نتیجه چه شد؟ امروز صدام كجاست؟ صدامى كه آنها براى مقابله‌ى با ملت عزیز ایران و با انقلاب اسلامى و با امام بزرگوار پیش كرده بودند، اول بشدت ذلیل شد، بعد هم با نكبت مرد و از دنیا رفت؛ اما امام زنده است، انقلاب زنده است، فرزندان امام زنده‌اند، ملت امام زنده است. این یك تجربه است.

همه‌ى كسانى كه سینه سپر میكنند و پیشكرده‌هاى جبهه‌ى جهانىِ استكبارند كه در مقابل ایران اسلامى قرار میگیرند، به همین سرنوشت دچار خواهند شد. این، تجربه است و در آینده هم همین جور خواهد بود. امام زنده خواهد ماند، انقلاب زنده خواهد ماند، شما زنده خواهید ماند؛ دشمنان شما منكوب و نكبت‌زده از سر راه خواهند رفت. این حركت باید به قله‌هاى عالى اهداف انقلاب برسد و به فضل پروردگار و به حول و قوه‌ى الهى خواهد رسید.

خودتان را قدر بدانید؛ این راه را قدر بدانید؛ ارتباطتان، ارتباط دلهاى پاك و بى‌آلایشتان را با خدا روزبه‌روز قوى‌تر كنید؛ از خداى متعال مدد بخواهید. این احساس مسئولیتى كه در شما هست، این احساس مسئولیت را روزبه‌روز بیشتر كنید و مثل نقطه‌ى مشتعلى كه اطراف خود را مشتعل و نورانى میكند، در محیط خود اثر بگذارید. هر جا هستید: در محیط خانواده، در محیط كار، در محیط درس، در محیط جامعه، روى اطرافیان تأثیر بگذارید. روزبه‌روز لطف خداى متعال گسترش بیشترى پیدا خواهد كرد و خداى متعال دست لطفش را از سر شما ملت عزیز، ان‌شاءاللَّه تعالى بر نخواهد داشت. امیدواریم همه‌تان مشمول دعاى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) باشید. خدا ان‌شاءاللَّه همه‌ى شما عزیزان را محفوظ بدارد.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌





 
1) ابراهیم:  24 2) حشر: 19 3) بحارالانوار، ج 67، ص 309 4) مائده: 32

امتیاز به این مطلب امتیاز به این مطلب


لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب وبلاگ، چگونه است؟






  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :