تبلیغات
جمال آفتاب - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (روحی له الفدا) در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌

جمال آفتاب

              اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود 



بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و اله الطّاهرین‌
و لعنة اللَّه على اعدائهم اجمعین.

قال اللَّه الحكیم فى كتابه:
«هو الّذى انزل السّكینة فى قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و للَّه جنود السّموات‌ و الارض و كان اللَّه علیما حكیما. لیدخل المؤمنین و المؤمنات جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها و یكفّر عنهم سیّئاتهم و كان ذلك عنداللَّه فوزا عظیما. و یعذّب المنافقین‌ و المنافقات و المشركین و المشركات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائرة السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و ساءت مصیرا. و للَّه جنود السّموات و الارض و كان اللَّه عزیزا حكیما.»(1)
صدق اللَّه العلىّ العظیم.

 اولاً خیلى متشكریم از آقایان محترم، برادران مكرم و اعضاى این جلسه و هیئت فخیم در نظام جمهورى اسلامى كه این اجلاس را تشكیل دادید و این مطالب قابل توجه را مطرح كردید. از بیانات رئیس محترم و نایب رئیس محترم هم تشكر میكنم كه ما را در جریان اجمالى مسائل این اجلاس قرار دادید.

 خصوصیت این اجلاسِ این بارِ شما نزدیكى به ماه مبارك رمضان است؛ ماه عبودیت، ماه اخلاص، ماه اتصال به معدن عظمت و قدرت و ماه اطمینان و سكینه‌ى ناشى از ذكر، كه فرمود: «الا بذكر اللَّه تطمئنّ القلوب».(2) باید یكى از بهره‌هاى مهم این ماه شریف براى ما این باشد كه تلاطمها و اضطرابها و ناآرامى‌هائى كه در دلهاى ما به وجود مى‌آید، ما را به این طرف و آن طرف میكشاند، آرام بگیرد و سكینه‌ى الهى بر قلب ما نازل بشود؛ كه اگر این سكینه را خداى متعال عنایت كرد و مرحمت كرد، عمق ایمان و عشق و محبت به خداى متعال هم بیشتر میشود؛ «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم».

 مردم خوشبختانه در این ماه رمضان، در این عید فطر بهره‌ى خوبى بردند؛ انسان مى‌بیند. گزارشهاى متعدد از سرتاسر كشور براى ما آمد - گزارشهاى مستند، مصور - از حالات مردم، توجهات مردم، شبهاى احیا، غیر از شبهاى احیا، روز قدس؛ مردم بحمداللَّه خوب بهره بردند؛ بخصوص جوانها. معنویت این ماه مثل یك شعاع درخشنده‌اى، با یك نگاه دلها را روشن كرد؛ و با نگاهى مثل یك ابر پربركتى بارانها را بر دلهاى مردم، بر جانهاى مردم فروریخت؛ خوب بود. خدا كند كه ما هم از این قافله عقب نمانیم؛ ما هم بهره‌اى از این ماه مبارك ببریم.

 البته این توجهات عمومى، این تفضلات الهى كه به انواع و اقسام انسان مشاهده میكند، از نزدیك انسان در گفتگوى با مردم، در معاشرت با مردم، در اظهاراتى كه میشود، مى‌بیند، اینها نباید ما را غافل كند؛ اینها خرسند كننده است، وضع عمومى بحمداللَّه خرسند كننده است؛ منتها از مكر الهى نباید غافل شد. غفلت از آنچه كه ممكن است پیش بیاید و خطائى كه ممكن است سر بزند و مجازاتى كه خداى متعال ممكن است بر ناسپاسى‌ها متوجه یك ملت و یك امت كند، خطر بزرگى است.

 خوشبختانه حوادث بیداركننده‌اى هم وجود داشته است و دارد. این حوادث گوناگون، هجمه‌هاى مختلف، همین حادثه‌ى ننگین اهانت به قرآن شریف و عزیز در كشور آمریكا، حوادث بیدار كننده است؛ اینها آن زنگهائى است كه میخورد تا انسان در خواب غفلت فرو نرود، خواب انسان سنگین نشود، از پیرامون خود غافل نشود؛ این نعمت بزرگى است. ما در طول تاریخ و در طول انقلاب از اینگونه حوادث داشتیم و افراد مؤمن و بصیر و هوشیار از این استفاده كردند؛ از دشمنى دشمنها استفاده كردند.

 معروف بود، ما شنیده بودیم - حالا من یادم نیست جائى هم این را خوانده‌ام یا نه، اما از قدیم در دهنها بود - كه این كتاب «فجر الاسلام» را كه احمدامین مصرى نوشت كه تهمتهاى زیادى و اهانتهاى زیادى در این كتاب به شیعه كرده است - كه بعد هم «ضحى الاسلام» و «ظهر الاسلام» و «عصر الاسلام» را نوشت و همین طور در همه‌ى اینها همین اهانتها تكرار شده - وقتى منتشر شد، موجب شد كه تعدادى از بزرگان و روشنفكران حوزه‌ى علمیه‌ى نجف به فكر بیفتند و پاسخ عملى بدهند. لذا مرحوم آشیخ آقا بزرگ تهرانى كتاب «الذّریعة» را نوشت؛ مرحوم سید محسن جبل عاملى كتاب «رجال» معروف خودش را و «اعیان الشیعة» را نوشت؛ مرحوم صدر كتاب «تأسیس الشیعة لفنون الاسلام» را نوشت؛ اینها دفاع كردند، دفاع عملى. یعنى یك كتاب سیصد چهارصد یا دویست سیصد صفحه‌اىِ فجر الاسلام موجب شد كه چند دائرةالمعارف بزرگ در شیعه به وجود آمد. این، زنگ بیدارباش بود؛ خورد، این طرف بیدار شد و كارى كه باید بكند، انجام داد.

 در گذشته هم همین جور بوده. شما نگاه كنید اولِ كتاب «مبسوط» شیخ (رضوان اللَّه علیه) - كه در اُخریات حیات مباركشان این كتاب را نوشتند - ایشان میگوید كه ما زیاد میشنویم كه مخالفین ما فقه ما را تحقیر میكنند؛ «یستحقرونه و یستنزرونه» - یعنى یستقلّونه - و میگویند فقه شما فروع ندارد، چه ندارد؛ لذا من این كتاب را نوشتم. كتاب مبسوطِ به این عظمت، با این همه فروع، كه خود ایشان میگوید كه من در هیچ یك از مذاهب اسلامى تاكنون كتابى در همه‌ى ابواب فقه كه با این همه فرع نوشته شده باشد، ندیدم؛ این را شیخ، خودشان در اول كتاب بیان میكنند. یعنى یك اهانت، یك طعن، موجب پدید آمدن یك چنین حادثه‌ى شیرینى میشود.

 یا شیخ نجاشى (رضوان اللَّه علیه) در اول كتاب «رجال» كه یكى از بهترین و اساسى‌ترین سندهاى رجالى ما از هزار سال به این طرف است كه براى ما حفظ شده، میگوید كه من شنیدم كه سید شریف فرمود - ظاهراً سید مرتضى را میگویند - كه مخالفین ما میگویند كه: «ان لا سلف لكم»؛ شما گذشته ندارید؛ «و لا مصَنَّف» یا «مصَنِّف»؛ علماى مصنِّف ندارید، سلف ندارید، گذشته ندارید. من این كتاب را نوشتم تا ببینند كه چرا، ما اینها را داریم.



 ببینید، بزرگان از حوادث اینجور استفاده كردند. به نظر من، باید با این چشم به این حوادث تلخ نگاه كرد. نه اینكه اهانت به قرآن كار كوچكى است؛ خیلى بزرگ است، خیلى زشت است، خیلى ننگین است؛ اما براى ما باید زنگ بیدارباش باشد، باید حواسمان را جمع كنیم، بفهمیم كه: «من نام لم ینم عنه»؛(3) اگر ما اینجا خواب برویم، جبهه‌ى دشمن، پشت سنگر خودش معلوم نیست خواب رفته باشد؛ او بیدار است، علیه ما توطئه خواهد كرد.

 به نظر من، فتنه‌ى سال 88 هم همین بود؛ براى ما یك زنگ بود، یك زنگ بیدارباش بود. بعد از آنى كه در یك انتخاباتى، چهل میلیون شركت میكنند و همه‌ى ما تا آخر شب، خوشحال، خرسند كه پاى صندوقهاى رأى مردم جمع شدند و تا آخر شب رأى دادند - و البته هنوز عدد گفته نشده بود، همه هم لذت میبردند - ناگهان از یك گوشه‌اى، فتنه‌اى شروع میشود؛ ما را بیدار میكند؛ میگوید: به خواب نروید، غفلت نكنید، خطرهائى در مقابل شما وجود دارد و آن خطرها اینهاست. به نظر من، همه‌ى حوادث را اینجورى باید نگاه كرد.

 در این جلسه‌ى محترم و مكرم، یك نگاهى به مسائل جهانى مرتبط با ما بكنیم، یك نگاهى هم به مسائل كشور بكنیم و ببینیم چه نكته‌هائى را میشود از اینها یاد گرفت، چه درسهائى را میشود از آنچه كه امروز در دنیا میگذرد یا در كشور ما میگذرد، فراگرفت.

 در مسائل جهانى آن چیزى كه از همه واضح‌تر و بارزتر است، بیش فعال شدنِ جبهه‌ى مقابل ماست. بیمارى بیش‌فعالى یكى از بیمارى‌هاى كودكان و نوجوانان است. بیش‌فعالى معناش این است كه تحرك، زیاد؛ كارهاى گوناگون انجام میدهند، اما تمركز نیست، هدف نیست؛ به این در و آن در میزنند. تحرك زیاد، اما بدون هدف و غالباً همراه با ناكامى. این حالت بیش‌فعالى است. انسان این حالت را امروز در جبهه‌ى مقابلِ دشمن مشاهده میكند. مشغول تحركات گوناگونند: تحریم، قطعنامه، تهمت، جوسازى علیه نظام اسلامى، تقویت معارضان داخلى، به اصطلاح ورزشكارها دوپینگ كردنِ معارضین داخلى، كه اینها را همین طور هى با آمپولهاى نیروزا كه هیچ تأثیرى هم در تقویت واقعى ندارد و فقط ظاهراً او را فعال میكند، هى تزریق كنند.

 پارسال در همان بحبوحه‌ى جریان فتنه‌ى سال 88 شنیدید كه یكى از شبكه‌هاى اجتماعى اینترنتى كه در ارتباط با معارضین فعال بود: خبرهاى اینجا را ببرند، دستورهاى آنجا را برسانند، همین طور شلوغ كنند، فضا را چه كنند، میخواست موقتاً براى تعمیرات كارش را تعطیل كند، دولت آمریكا مانع شد، گفت شما اگر الان، ولو براى تعمیرات تعطیل موقت بكنید، این به معارضین داخل ایران ضرر میزند؛ جلویش را گرفتند. یعنى تعطیلى موقت را به این شبكه‌ى اجتماعى اجازه ندادند. یعنى كمكهاى اینجورى بود. و انواع و اقسام كمكها و اعانتهایى كه به اینها میشود.

 امروز، همه‌ى وسائل ارتباطى را به كار گرفتند؛ وسائل سیاسى را به كار گرفتند؛ وسائل فرهنگى را به كار گرفتند؛ وسائل اقتصادى را به كار گرفتند، براى اینكه تحریمها در حق ایران كهنه نشود و وسط راه از كار نیفتد. دولت آمریكا یك مأمور عالیرتبه‌ى اقتصادى و پولى خودش را مخصوصاً مأمور این كار كرده كه این همین طور وظیفه‌اش این است كه كمیته‌هائى را هدایت كند، به این طرف و آن طرف دنیا مسافرت كند، با سران و رهبران كشورها تماس بگیرد و دائم كشورهاى دیگر را علیه ایران وادار كنند. این بیش‌فعالىِ نظام استكبار و جبهه‌ى مقابل نظام اسلامى، امروز به نظر من بارزترین حوادث است.

 خب، انسان از این حادثه، چند نكته را استفاده میكند. نكته‌ى اول این است كه این، ناشى از قدرت روزافزون بیدارى اسلام است. اینى كه انسان مى‌بیند طرف - حریف - دستپاچه شده، تلاش میكند، سراسیمه شده، به این در میزند، به آن در میزند، این فعالیت را میكند، آن را مى‌بیند، این را مى‌بیند؛ این پیداست كه این طرفِ قضیه، قدرتى پیدا كرده است كه او را مرعوب كرده، به هراس انداخته و سراسیمه كرده. اگر ما ضعیف بودیم، اگر ما آسیب‌پذیر بودیم، اگر میتوانستند با یك ضربت، ما را به زانو در بیاورند، این همه تلاش لازم نبود. این تلاش، نشانه‌ى اقتدار این طرف است؛ و واقع قضیه هم همین است، كه حالا من اشاره خواهم كرد.

 این طرف نسبت به سه دهه‌ى قبلى قوى‌تر شده است، مجرب‌تر شده است، آگاه‌تر شده است، دستهاى بازترى پیدا كرده است و متقابلاً دشمن ضعیف‌تر شده است. یك روز همه‌ى دنیاى مستكبر، مجتمعاً علیه ایران بودند. یعنى واقعاً یك نقطه‌ى استراحتگاه وجود نداشت. در دهه‌ى اول انقلاب اینجور بود دیگر. شوروى یك قدرتى بود كه فقط یك كشور كه نبود، یك مجموعه‌ى عظیم از كشورها بود كه مركز، اینجا و در روسیه‌ى امروز بود؛ اروپاى شرقى متعلق به اینها بود، غالب كشورهاى آفریقائى و آمریكاى لاتین با اینها بودند و در آسیا بسیارى از اینها حساب میبردند. اینها علیه جمهورى اسلامى بودند. ما آن وقت براى یك سلاح متعارف به هیچ جا نمیتوانستیم مراجعه كنیم؛ یعنى هیچ كشورى در دنیا نبود كه یك سلاح متعارف - مثلاً فرض كنید تانك - را بیست تا، سى تا اگر میخواستیم، به ما بفروشند. من همان وقت زمان ریاست جمهورىِ خودم، سفرى كردم به یوگسلاوى، كه على‌الظاهر خیلى هم ما را تحویل گرفتند و احترام كردند و به‌به و چه‌چه هم كردند؛ اما هرچه اصرار كردیم، اینها حاضر نشدند به ما همین سلاحهاى متعارف را بدهند. با اینكه یوگسلاوى جزو كشورهاى مستقل بود، نه جزو غرب بود، نه جزو بلوك شرق بود؛ اما در عین حال حاضر نشدند. دیگران كه خب، جاى خود دارند.

 آن طرف هم بلوك غرب بود؛ آمریكا بود، اروپا بود، همین فرانسه‌ى امروز كه حالا تبلیغات علیه ما میكنند و حرف علیه ما میزنند، آن روز «میراژ» علیه ما میفرستادند، «سوپر اتاندارد» علیه ما میدادند؛ یعنى حمله‌ى آن روزِ این كشورها علیه ما از حالا خیلى بیشتر بود. امروز آلمانها فرض كنید كه یك حرفى در تبلیغاتشان - صدر اعظمشان یا دیگرى - میزند؛ آن روز سلاح شیمیائى به صدام میدادند، كارخانه‌ى سلاح شیمیائى برایش درست میكردند؛ یعنى دشمنى‌ها آن روز عملى‌تر و فعالتر بود.

 امروز، این حرفها نیست، این خبرها نیست؛ یعنى نمیتوانند، زمینه‌اى براى آنها وجود ندارد، نه اینكه امروز نجیب‌تر شده‌اند، بهتر شده‌اند؛ نه، مى‌بینند كه نمیشود كارى‌اش كرد؛ یعنى این حجم عظیم، روزبه‌روز پرمغزتر هم شده، قوى‌تر هم شده. و غرب، امروز - این نكته‌ى مهمى است - احساس میكند كه سلطه‌ى قدیمى‌اش بر دنیاى اسلام متزلزل شده؛ یعنى اینهائى كه در كشورهاى اسلامى و عربى بى‌هیچ مانعى و رادعى میتاختند و جلو میرفتند، امروز مى‌بینند نمیشود؛ نمیتوانند. این موج اسلامى آنها را وادار كرده، حتّى تجدیدنظر میخواهند بكنند، آن هم براشان مشكل شده. در بعضى از كشورها كه وابستگى آنها به غرب واضح و آشكار است - مردمشان هم این را میدانند و ناراضى هستند - میخواهند یك تجدیدنظرهائى بكنند، بلكه بتوانند اوضاع را روبه‌راه بكنند، نمیتوانند؛ براى آنها یك راه بن‌بست است. امروز غرب در یك چنین موقعیتى است. خب، این ضعف طبعاً نتیجه‌اش همین است كه بیایند سراغ این چیزها و قطعنامه صادر كنند. قطعنامه، یكى دو تا، پنج تا، ده تا. قطعنامه‌اى كه دل ملتها، حتّى دل دولتها هم با او همراه نیست. همین دولتهائى كه بعضى‌ها خودشان عضو شوراى امنیتند و این قطعنامه‌ها را امضا میكنند، ما اطلاع داریم كه حتّى بعضى از خود این دولتها راضى به این تحریمها نیستند؛ براى آنها یك عمل قسرى است و یك عمل جبرى است؛ یك رودربایستى سیاسى است. وضع این است.

 بنابراین، حوادثى از قبیل آنچه در این مدت براى ما اتفاق افتاده است - چه قطعنامه‌ى 1929، چه این مسئله‌ى اهانت به قرآن كریم، چه اظهارات صریحاً خصمانه‌اى كه علیه جمهورى اسلامى میكنند، چه آنچه كه در سال 88 گذشت، كه این هم بلاشك و به طور واضح دست دشمنان مستكبر در این جریان عیان بود - اینها همه‌اش به خاطر این است كه آن طرف احساس میكند كه این طرف قوى شده است. این قدرت و قوّت و استحكامى كه در این طرف به وجود آمده، آن طرف را میترساند. این در اظهارات خودشان هم هست و دارند میگویند: اگر این كار را نكنیم، ایران قدرت اول خاورمیانه میشود؛ اگر این كار را نكنیم، نفوذ ایران در خاورمیانه زیاد میشود؛ از این حرفها میزنند. این نكته‌ى اول.

 نكته‌ى دوم این است كه این حوادث باید ما را بیدار نگه دارد. باید چرت نزنیم، باید نخوابیم؛ خوابمان نبرد. اگر این حوادثى كه من ترسیم میكنم، این قوّت و قدرت و استحكام روزافزونى كه در جبهه‌ى اسلامى و نظام مقدس جمهورى اسلامى مشاهده میشود، ما را خاطرجمع كرد، بى‌دغدغه كرد، موجب خواب‌آلودگى ما شد، موجب غرور و غفلت ما شد، خواهد شد خطر؛ این خطر است. باید این زنگ بیدارباش همیشه در چشم ما باشد. چه كار باید بكنیم؟ باید درون خودمان را اصلاح كنیم. اصلاحِ دائمى جزو وظائف دائمى ماست. درون را چه جورى اصلاح كنیم؟ اول از خودمان شروع كنیم. بنده، شخص حقیرِ مذنبِ عاصى از خودم شروع كنم. دیگران هم همین جور. اول رابطه‌ى خودمان را با خداى متعال درست كنیم، اصلاح كنیم و به آنچه كه خداى متعال از ما سؤال خواهد كرد، بیندیشیم: «و استعملنى بما تسألنى غدا عنه».(4) این، از جمله‌ى چیزهائى است كه باید دائم در ذهن ما باشد. نمیگویم خودمان كه كاملاً اصلاح شدیم، بعد به اصلاح مردم بپردازیم - كه حالا ممكن است این به این آسانى‌ها هم به دست نیاید - وقتى شروع به اصلاح خود كردیم، آن وقت اصلاح جامعه هم براى ما آسان خواهد شد. و او - اصلاح جامعه - آسانتر از اصلاح نفس است. انسان مى‌بیند دلهاى مستعد را، دلهاى آماده را، حرف‌پذیر و منطق‌پذیر را در این جامعه‌ى بزرگ ایرانى خود ما؛ این جوانان ما، این مرد و زن مؤمن ما در اقصى نقاط كشور، از فرزانه‌ترین و باسوادترین و فهمیده‌ترین‌شان تا طبقات پائین در اكناف گوناگون كشور، انسان مى‌بیند كه اینها حرف شنوى دارند؛ ما اگر بگوئیم، اینها گوش میكنند. اگر گوش كردند، به احتمال زیاد، متأثر خواهند شد و آن تأثر در عملشان ظاهر خواهد شد. یكى، این است مسئله؛ مسئله‌ى اصلاح درون.

 تقویت روحیه‌ى داخلى. یكى از مسائل مهم، مسئله‌ى تقویت روحیه‌ى داخلى است - كه اگر حالا صحبت طولانى نشود؛ مزاحمت زیاد نشود، من بعد این را عرض خواهم كرد - این جزو وظایف ماست. تقویت روحیه جزو چیزهائى است كه از وظائف اصلى ماست؛ چه به حیث مسئولین، چه به حیث روحانیون و معممین؛ این جزو چیزهائى است كه باید هیچ وقت این را فراموش نكنیم.

 اتحاد حقیقى. آقایان همه دم از اتحاد و وحدت میزنند و میزنیم؛ همه‌مان میگوئیم وحدت، اما وحدت را باید در عمل تحقق ببخشیم. وحدت این است كه مشتركاتمان را كه بیشتر از موجبات مفرّق هست، تقویت كنیم و اینها را جلو چشم نگه داریم. اینجور نباشد كه دلخورى از یك نفر آدم، ما را وادار كند عملى بكنیم، حرفى بزنیم، اقدامى بكنیم كه برخلاف مصالح كشور باشد؛ كه گاهى انسان مشاهده میكند! از یك نفر به خاطر یك كارى، به خاطر شخصش، به خاطر یك اظهارى، یك دلخورى‌اى پیدا میكنیم، بعد این دلخورى سایه مى‌افكند بر همه‌ى رفتار ما؛ این درست نیست. باید مشتركات را نگاه كرد، نقاط اصلى را باید پیدا كرد. بعضى از این مسائلى كه ماها مطرح میكنیم و رویش تكیه میكنیم، حقاً و انصافاً مسائل اصلى نیستند، اینها مسائل اصولى نیستند. مسائل اصولى‌ترى وجود دارد كه بر آنها باید تكیه كرد. مى‌بینید دشمن چه چیزى را هدف قرار داده است، كه حالا این را هم عرض میكنم.

 سومین نكته‌اى كه از این وضعیتى كه وجود دارد، استفاده میشود، شناسائى دشمن و شیوه‌هاى او و كارى است كه دارد انجام میدهد؛ دشمن الان چه كار دارد میكند؟ یكى از مهمترین یا شاید بتوانم بگویم مهمترین كارى كه دشمن میكند، دو قلم كار است: یك قلم، جدا كردن مردم از نظام، یك قلم جدا كردن مردم از بیّنات دین و اصول دین و واضحات احكام اسلامى و شریعت اسلامى است. این دو تا قلم كارى است كه اینها دارند انجام میدهند. درست هم فهمیده‌اند؛ چون پشتوانه‌ى نظام، مردمند. میدانند كه اگر مردم را از نظام جدا كردند، نظام بى‌پشتوانه خواهد شد؛ لذا سعى میكنند مردم را از نظام جدا كنند. چه جورى؟ بى‌اعتماد كنند. یك كارِ واضح؛ بى‌اعتماد كنند: مردم را به مسئولین بى‌اعتماد كنند. مسئولین هرچه كار بكنند، هرچه تلاش بكنند، هرچه تحرك نشان بدهند، هرچه كارهاى خوب بكنند، یك تفسیر بدى در رادیوهاى بیگانه و در تبلیغات بیگانه وجود دارد كه اگر انسان این رادیوها را نگاه كند، این به طور واضح مشاهده میشود. البته این همیشه بوده. همیشه و در همه‌ى دوره‌ها یكى از كارهاى دشمن، جدا كردن و بى‌اعتماد كردن مردم به مدیران و كارگزاران بوده. در همه‌ى این دوره‌ى بیست ساله، بیست و یكى دو ساله‌ى بعد از رحلت امام و در دوره‌ى حیات مبارك امام (رضوان اللَّه تعالى علیه)، این یكى از كارها بوده. لذا بود كه در آن زمان، امام بزرگوار با وجود اعتراضهائى كه به بعضى از عملكردهاى مسئولین و كارگزاران كشور داشتند، همیشه در موضع مدافع آنها قرار میگرفتند. این معنایش این نبود كه امام از جزئیات كارها دفاع میكند؛ نه. اما امام سینه سپر میكرد. در مقابل كارگزاران و مسئولین نظام اگر كسى سنگ‌اندازى میكرد، موجب بى‌اعتمادى مردم به اینها میشد، امام مى‌ایستادند. بنده هم همین جور. بنده هم از همه‌ى دولتها به این حیث، دفاع كردم، باز هم دفاع میكنم. نباید به خاطر یك عملكردى در یك گوشه‌اى، مسئولین نظام را اعم از قوه‌ى مجریه یا قوه‌ى مقننه یا قوه‌ى قضائیه، در چشم مردم بى‌اعتبار كرد. چون مردم اگر چنانچه احساس كردند كه این دستگاه‌هاى عظیم نمیتوانند مورد اعتماد قرار بگیرند، امید مردم از بین خواهد رفت. فكر این را باید بكنند. انصافاً خلاف حق هم هست؛ یعنى این چیزهائى كه گاهى اوقات گفته میشود، خلاف حق است. خب ما داریم مى‌بینیم اوضاع و احوال را و از بطون كار آشنا هستیم؛ خیلى تلاش دارد میشود؛ تلاش مؤمنانه و مخلصانه؛ انسان این را مشاهده میكند. پیشرفتهائى هم كه مشاهده میشود - هى گفته میشود: پیشرفتهاى كشور، پیشرفتهاى كشور - اینها همین طور با نشستن كنج خانه و بیكارى مسئولین كه به دست نمى‌آید؛ با تلاش مسئولین اینها به دست مى‌آید. تلاش دارد میشود؛ انصافاً تلاش میشود. دشمن میخواهد این حالت را از بین ببرد. دشمن میخواهد این حالت اعتماد مردم به مسئولین نظام را سست كند تا مردم احساس كنند نمیشود به دولتشان اعتماد كنند؛ به قوه‌ى قضائیه‌شان، به مجلس‌شان نمیشود اعتماد بكنند؛ اینها را در چشم مردم خراب كنند. این خطاست. این یك قلم كار دشمن است كه این را باید فهمید. نباید با دشمن همصدا شد، نباید جدول دشمن را پر كرد، پازل دشمن را تكمیل كرد، صداى دشمن را در داخل بازتاب داد؛ اینها را باید مراقبت كرد.

 یكى هم مسئله‌ى دین و بیّنات اسلامى و انقلاب اسلامى است. از توحید و نبوت و امامت و ولایت و از اینها بگیرید تا احكام و حجاب و حدود شرعیه و بقیه‌ى چیزها؛ دائم دارد شبهه‌پراكنى میشود. باید حواسمان باشد كه اینها روش دشمن است. باید در مقابل اینها تدبیر داشت، باید كار كرد. البته در اینجا و در این شبهه‌هائى كه به طرق مختلف مطرح میشود، همه وظیفه دارند كه در برابر این هنجارشكنى‌هاى دینى كه در این سایتها و در این اظهارات مشاهده میشود و این فرقه‌سازى‌هائى كه وجود دارد، و این هنجارشكنى‌هاى اخلاقى و جنسى كه انسان مشاهده میكند و از این قبیل چیزها، بایستند. اینها كارهائى است كه نه اینكه همه‌ى این كارها را دشمن دارد از خارج میكند؛ نه، انگیزه‌هاى داخلى هم وجود دارد، اما دشمن تقویت میكند، جهت میدهد، كمك میكند و اینها را هل میدهد به جلو و دشمن از این چیزها خرسند است. باید این را مواظب باشیم. باید مواظبت كنیم. مسئولیت به عهده‌ى كیست؟ آیا به عهده‌ى دولت است؟ به تنهائى، نه. دولت البته مسئولیتهائى دارد. من خودم بارها به شوراى انقلاب فرهنگى در دوره‌هاى مختلف گفتم كه شما نمیتوانید خود را از متدین كردن مردم و وظیفه‌اى كه در این راه دارید، بركنار نگه دارید. اینها مخالف بودند. آن جریانهاى بداخلاق مخالف بودند، میگفتند نه، این دینِ دولتى میشود. من معتقدم دولت در این زمینه وظیفه دارد، اما وظیفه‌ى دولت چیست؟ وظیفه‌ى دولت درست كردن عقاید مردم است؟ نه، وظیفه‌ى دولت زمینه‌سازى است؛ وظیفه‌ى عملیاتى و میدانى به عهده روحانیت است، به عهده‌ى زبدگان است، به عهده‌ى نخبگان حوزه و دانشگاه است. این وظیفه‌ى میدانى است. من امروز نگاه میكنم جاى این مجموعه‌ى مكرم دینى و علمى را در خیلى جاها خالى مى‌بینم.

 ما اگر چنانچه به دستگاه‌هاى تبلیغاتى‌مان اعتراض میكنیم، مى‌بینیم اینها گاهى اوقات به خاطر اعتراض و تشرى كه ما میزنیم، یك حركتى دینى هم انجام میدهند، بد از آب در مى‌آید؛ یك كارى هم انجام میدهند، محتواش خراب در مى‌آید، این به خاطر این است كه اشراف علمى كه فقط مختص روحانیت است در این مورد، وجود ندارد.

 حوزه‌هاى علمیه نقش‌شان در صدا و سیما فقط این نیست كه یك واعظ خوش‌زبانى بیاید آنجا، مردم را نصیحت كند؛ نه، حوزه‌ى علمیه باید كمیته‌ها تشكیل بدهند، مجموعه‌ها تشكیل بدهند، اتاق فكرهاى دینى تشكیل بدهند، راجع به مسائل گوناگون بنویسند، بحث كنند، تحلیل كنند، تحقیق كنند و محصولات اینها را بدهند بیرون. فضا وقتى كه درست شد، طبعاً اثر میگذارد. روى بازى هنرمند هم اثر میگذارد.

 دویست سیصد نفر از هنرمندهاى مطرح كشور در بخشهاى مختلف اینجا آمدند - پارسال بود یا كى بود - و با من ملاقات كردند. یك مقدارى آنها صحبت كردند، یك مقدارى ما صحبت كردیم. بعد من به نكته‌اى توى همان مجلس توجه كردم و همانجا هم گفتم اگر شماها كه فیلمسازید یا هنرمندید یا بازیگرید یا كارگردانید، از من بپرسید كه ما میخواهیم فیلم دینى درست كنیم، درباره‌ى چه موضوعى فیلم دینى درست كنیم؟ فرض كنید در باب حجاب میخواهیم مثلاً فیلم بسازیم، محتواى این چه باشد، از كجا شروع كنیم، چى بیان كنیم به مردم؟ اعتقاد مردم را درباره‌ى مسئله‌ى توحید یا مسئله‌ى نبوت یا مسئله‌ى ولایت یا مسئله‌ى ولایت فقیه یا مسئله‌ى امام (رضوان اللَّه علیه) میخواهیم تقویت كنیم، موضوع و محتوا چه باشد؟ این آدمى كه در محیط غیر دینى پرورش پیدا كرده، هرگز علم دین نخوانده، خیلى‌شان با قرآن آشنا نیستند، با نهج‌البلاغه و حدیث آشنا نیستند، چه میدانند چه باید بیاید در محتواى این فیلمها. ما كه میدانیم، باید آماده كنیم و كمك كنیم. وقتى ما توانستیم این فكرها را منظم كنیم، مرتب كنیم، منطقى كنیم، قابل فهم كنیم، باورپذیر كنیم، آن را در مجموعه‌هائى در اختیار گذاشتیم، این هنرمند وقتى میخواند، خودش تحت تأثیر قرار میگیرد. لذا هنرمندى كه سابقه‌ى دینى و ریشه‌ى دینى دارد، انسان مى‌بیند فیلم خوبى هم اتفاقاً میسازد؛ كه البته بندرت مواردى پیش مى‌آید. پس كار ماست، كار روحانیت است كه در این زمینه این كمبودها را برطرف كند.

 این نكات در مورد مسائل خارجى، كه عمده‌ى مسئله‌ى آن، جبهه‌بندى بیش‌فعال شده‌ى خصم است در مقابل ما، و نكته‌هائى هم در آن هست و كارهائى كه دارند میكنند. البته در این زمینه حرف زیاد است، كه حالا اگر انسان بخواهد مطلب بگوید و حرف بگوید، حرف هست.

 یك نگاه هم به وضعیت داخلى خود ما، یعنى وضعیت جمهورى اسلامى؛ چه در داخل، چه در خارج. به نظر من در این سه دهه‌ى پرافتخارى كه بر نظام جمهورى اسلامى گذشته است، حملات زیادى به ما شد؛ حملات ساختارشكنانه، حملات معارضه‌ى جدى با هویت اسلامى، روح اسلامى، روح انقلابى. خیلى در این سى سال به ما حمله شده. به شعارهامان دست‌اندازى كردند؛ شعارهامان را تحریف كردند، خیلى اوقات شعارهامان را غلط معنا كردند. خیلى اوقات تلاش شد - تلاشهاى سازماندهى شده، نه تلاش فردى - براى اینكه مردم را نسبت به اصل انقلاب مسئله‌دار كنند. در آن گذشته‌اى كه چندان هم از ما دور نیست، بارها قانون‌شكنى كردند، بارها براى قانون‌شكنى‌ها عناوین و ظواهر و بهانه‌هاى موجه درست كردند، تراشیدند؛ كارهاى گوناگونى انجام گرفت. ولى مردم و انقلاب ایستادند؛ انقلاب ایستاد، مردم ایستادند، مسئولین مؤمنى كه در میان این مجموعه‌ى عظیم حضور فعالى داشتند، ایستادند، روشنگرى كردند، و بحمداللَّه انقلاب پیش رفت و نتوانستند كارى انجام بدهند. لذا شما ملاحظه كردید مردم در این انتخابات اخیر به حرفهاى داراى صبغه‌هاى غیر اسلامى و غیر دینى دل ندادند. اینها خیلى مهم است. مردم رفتند سراغ آن كسى كه شعارهاى انقلابى میداد، شعارهاى اسلامى میداد، شعارهاى ضد تجملگرائى میداد، شعارهاى عدالت اجتماعى میداد. این نشان‌دهنده‌ى بیدارى مردم است. مردم اینها را دوست دارند. مردم به ما احترام میگذارند، چون اسلام را دوست دارند، ما را مظهر اسلام و مبیّن اسلام میدانند.

 این خصوصیت مردم ماست. این خیلى اهمیت دارد. سى و یكى دو سال دائم علیه انقلاب كار شده، در عین حال مردم ایستاده‌اند و شعارهاى انقلاب، امروز زنده است. حرفهاى امام، امروز حرفهاى رائج است؛ سكه‌ى رائج است. كسانى كه میخواهند در بین مردم سرى بلند كنند، حرفهاى امام را تكرار میكنند؛ خودشان را مستند به امام نشان میدهند. یك روز خلاف این بود؛ یك روزى كه چندان دور نیست از ما، كسانى بودند كه تظاهر میكردند به مخالفت با امام؛ رفتند گفتند انقلاب دفن شد! صریحاً اعلام كردند. عده‌اى گفتند كه بایستى مردم را از خدا جدا كرد! اینها را صریح پشت بلندگو آن روز میگفتند. امروز جرأت نمیكنند اینها را بگویند. امروز آن كسانى كه با مردم میتوانند حرف بزنند، تریبون دارند - یا از هر وسیله‌اى استفاده میكنند - دم از امام و دم از انقلاب و دم از شعارهاى امام میزنند؛ حالا با شیوه‌هاى خاص. این خیلى مهم است. این نشان‌دهنده‌ى این است كه سكه‌ى رائج در كشور و روش مقبول، روش امام است و راه انقلاب است. این خیلى چیز بزرگى است.

 خب، البته گفتیم مردم ایستادند، آخرین نمونه‌اش هم همین فتنه‌ى سال 88 بود؛ مردم ایستادند. همان كسانى كه به كسان دیگرى غیر از منتخَب رأى داده بودند، همانها هم در مقابل آنها ایستادند. لذا دیدید در 9 دى، در 22 بهمن، همه شركت كردند؛ همه آمدند. این نشان‌دهنده‌ى این است كه فتنه‌گران و فتنه‌انگیزان یك اقلیت معدودند؛ منتها دروغ گفتند، خواستند مردم را دنبال خودشان بكشانند. اولِ كار موفق هم شدند؛ بعد كه چهره‌شان آشكار شد، نقابشان در خلال حرفها و كارهاى گوناگون افتاد، مردم از اینها رو برگرداندند. بنابراین، مردم ایستاده‌اند. خب، این یك نكته است در وضع كشور.

 یك نكته‌ى دیگر پیشرفت كشور است. حالا پیشرفتهاى علمى را كه بارها گفتند و گفتیم و دیگران گفتند و خود شماها هم میدانید. حقیقتاً در زمینه‌هاى علمى، در زمینه‌هاى فناورى، پیشرفتهاى شگفت‌آورى شده. بعضى از این چیزهائى كه توى تلویزیون به‌آسانى از آن عبور میكنند كه فلان كار شد و فلان چیز افتتاح شد، پشت صحنه‌ى این را كه انسان نگاه میكند، خیلى كارهاى مهمى است؛ خیلى تلاش، خیلى عمق علمى، خیلى توانائى پشت سر این پدیده خوابیده است كه حالا رسیده به این كه مثلاً فلان چیز به وجود آمده یا فلان شیئى اختراع شده یا تولید شده؛ در زمینه‌هاى گوناگون صنعتى و فناورى و علمى. اینكه حالا مسلّم است؛ لكن آنچه كه از این پیشرفتهاى علمى و فناورى به نظر من بالاتر است، عبارت است از روحیه‌ى ثبات و احساس توانائى كه در ملت بیدار شده؛ در كسانى كه باید این كار را بكنند، این روحیه بیدار شده.

 این جلسات ماه رمضان ما، یكى از بركاتش براى خود من همین بود؛ دانشجو بود، استاد بود، فرزانگان و نخبگان بودند، مسئولین و كارگزاران بودند، صنعتگران بودند، فعالان گوناگون كشور بودند و كسى هم به اینها نمیگفت كه شما چه بگوئید؛ میگفتند بیائید حرفتان را بزنید. حرفهائى كه میزدند، نشان‌دهنده‌ى روحیه‌ى خودباورى، اتكاء به نفس، اعتماد به اینكه میتوانند آنچه را كه تا حالا انجام دادند، چندین برابر او را انجام بدهند، بود. این خیلى چیز مهمى است. این همان روحیه‌اى است كه امام (رضوان اللَّه علیه) میخواست آن را در ماها بیدار كند. این روحیه در مردم بیدار شده. جوانها مى‌آیند حرف میزنند. یك جوانى آمد صحبت كرد، گفت من یك نقشه‌ى جامع علمى نوشتم كه این را میدهم به شما؛ آن نقشه‌ى جامع علمى كه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى تهیه شده، ایراد دارد. این خیلى روحیه‌ى خودباورى بزرگى است. خیلى من لذت بردم. ممكن است آنچه كه او تهیه كرده، آنچنان كه خودش خیال میكند، صددرصد مورد قبول نباشد، اما این روحیه كه یك جوان دانشجو با دو سه نفر همكار دانشجو بنشینند نقشه‌ى جامع علمى كشور را تنظیم كنند، بعد هم نه اینكه یك گوشه‌اى بگذارند، در ملأ عام بیاید به من بدهد، بگوید این را من میدهم به شما، بسیار مهم است. اینچنین روحیه‌هائى وجود دارد؛ هم در دانشجوهاى ما، در جوانهاى ما، هم در اساتید خوب ما، مؤمن ما، این چیزها وجود دارد. اینها مهم است.

 اگر تلخى‌ها را مى‌بینیم، ناكامى‌ها را مى‌بینیم، ضعف‌ها را مى‌بینیم، اینها را هم باید ببینیم؛ اینها خیلى مهم است؛ جهت‌دهنده اینهاست. والّا كِى بوده كه ما تو مجموعه‌ى خودمان آدم بد نداشته باشیم، آدم خلافكار نداشته باشیم، آدم ضعیف نداشته باشیم، آدم نق‌زن نداشته باشیم، آدم مخالف نداشته باشیم؟ همیشه خب بوده؛ اما آن چیزى كه كشور را پیش میبرد، او عبارت است از آن موتور؛ از آن موتور پیش‌برنده. حالا داخل این قطار ممكن است چهار نفر با همدیگر دعوا هم بكنند، به سر و كله‌ى هم بزنند یا پوست پرتقال هم بریزند و فضا را كثیف هم بكنند؛ اما قطار دارد حركت میكند و به جلو میرود. این اختلافات هم وجود دارد، خب داشته باشد. بدكارى‌هائى هم هست، یك نفر هم توى قطار دارد نماز شب میخواند، نماز جعفر طیّار میخواند. همه جورش هست؛ اما حركت، حركتِ به جلو، حركتِ با امید، حركتِ با جهت، حركتِ با هدف، اینهاست؛ اینها را باید دید. كار هست، سازندگى هست، ابتكار هست، روحیه‌ى استغناء وجود دارد؛ انسان این را امروز مشاهده میكند. خب، كارهاى مهمى هم انجام گرفته است كه به نظر من كارهاى باارزشى است؛ آن مقدارى كه بنده اطلاع دارم، كارهاى بسیار خوبى در كشور دارد انجام میگیرد.

 حالا بر این تصویرى كه بنده نسبت به وضع كشور دارم و به برادران و آقایان محترم عرض كردم و آن چیزى كه من از اوضاع كشور میفهمم - بنده بى‌اطلاع هم نیستم؛ از همه‌ى این مسائل گوناگونى كه گفته میشود، مطلعم. خیلى از جزئیات را هم بنده میدانم - چند نكته مترتب است:

 یكى اینكه فشارهاى دشمن و شرائط سخت، ما را ضعیف نكرده. سختى‌ها و تنگناهائى كه در این سى سال وجود داشته، ما را تضعیف نكرده؛ بلكه ما را نیرومند و مقاوم هم كرده. امیرالمؤمنین (علیه سلام اللَّه و الملائكة اجمعین) فرمود: «ألا و انّ الشّجرة البرّیّة اصلب عوداً ... و اقوى وقوداً»؛(5) هم محكمتر است، هم وقتى كه آن را آتش زدى، آتشش ماندگارتر است. خاصیت شرائط سخت این است. شرائط سخت، شرائط پرچالش، ملتها را مقاوم میكند؛ رؤسا و مدیران و مسئولان و رهبران كشورها را مقاوم میكند؛ مثل یك ورزش، آنها را تقویت میكند، نیروى آنها را مضاعف میكند، همت آنها را مضاعف میكند، میروند دنبال كارهاى بزرگتر. و این بحمداللَّه اتفاق افتاده. این نكته‌ى اول.

 نكته‌ى دوم اینكه، این فشارهائى كه در دنیا انجام میگیرد، اینها محكوم به شكست است؛ اینها شكست خواهد خورد. این چیزى است كه تجربه به ما نشان داده، غیر از وعده‌ى الهى كه: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»(6) و آیات زیادى كه در این جهت هست. فشارها غالباً محكوم به شكست است. یك مدتى فشار مى‌آورند، وقتى كه ایستادگى مشاهده شد از این طرف، آن فشار تمام میشود. جنگ، جنگ اراده‌هاست؛ جنگ عزمهاى راسخ است؛ هر كه عزمش بیشتر بود، او برنده است. بنابراین، اینها شكست میخورند. اگر قرار بود نظام اسلامى با این فشارها شكست بخورد، باید همان دهه‌ى اول شكست میخورد. آن وقت - گفتم - دشمن قوى‌تر بود، ما ضعیف‌تر بودیم، توانائى‌هامان كمتر بود، امكاناتمان كمتر بود، دنیاشناسى‌مان كمتر بود، تجربه‌مان كمتر بود؛ امروز بحمداللَّه این كمبودها و كمى‌هاى آن وقتها جبران شده و خیلى از اشكالاتى كه آن وقت وجود داشت، وجود ندارد. مردم روحیه‌هاشان هم خوب است. امروز انگیزه‌ها خیلى بالاست. اگر خداى نكرده یك وقتى یك جنگى اتفاق بیفتد كه حضور در جبهه را براى مردم و جوانها ایجاب كند، آن وقت خواهید دید كه جوان امروز ما كه نسل سوم انقلاب است، همتش و فداكارى‌اش از جوان آن روز كمتر نیست؛ شاید بیشتر هم هست. یك چنین حالتى وجود دارد. بنابراین، این فشارها محكوم به شكست است؛ لكن مهم این است كه ما بیدار باشیم. به شرط اینكه ما بیدار باشیم؛ به شرط اینكه خوابمان نبرد، غفلت نكنیم. این زنگهاى هشداردهنده و بیدارباش، ما را بیدار نگه دارد؛ این شرطش است.

 نكته‌ى سوم؛ یك كلید اصلى وجود دارد و آن امید دادن و اطمینان دادن به مردم است. این كارى است كه به عهده‌ى من و شماست: ما معممین، ما مسئولان، ائمه‌ى محترم جمعه؛ كار باید این باشد كه به مردم امید بدهید و اطمینان بدهید. اگر مردم ناامید شدند، اعتماد خودشان را از دست دادند، متزلزل شدند، شكست قطعى است. آن چیزى كه جنگنده را، رزمنده را در جبهه نگه میدارد، امید است. باید امید داشته باشد، بداند كه میتواند به پیروزى برسد. این امید را باید زنده نگه داشت. عامل اصلى پیروزى، در صحنه بودن مردم است؛ عامل در صحنه بودن مردم، امید و اطمینان آنهاست. این امید را باید در مردم تقویت كرد؛ مردم را نباید ترساند؛ مردم را نباید بدبین كرد، بى‌اعتماد كرد. در قرآن كریم ببینید: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم».(7) این از طرف دشمن است؛ بترسید - «قد جمعوا لكم فاخشوهم» نسبت داده شود به دشمن - آیه‌ى دیگر: «انّما ذلكم الشّیطان یخوّف اولیائه»؛(8) میترساند. «لئن لم ینته المنافقون و الّذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینّك بهم».(9) ببینید، اینهاست. یعنى ترسیدن مردم مذمت شده؛ مردم را ناامید كردن، مردم را بى‌اطمینان كردن، مذمت شده. متقابلاً، نقطه‌ى مقابل: «والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر»؛(10) همدیگر را باید وصیت كنیم، توصیه كنیم به صبر، به ایستادگى، به پیروى از حق؛ همدیگر را نگه داریم. «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض»؛(11) اولیاء یعنى پیوسته‌ها؛ به همدیگر پیوستند. این وظیفه‌ى ماست. بنابراین، بایستى به این نكته‌ى امید و اطمینان توجه كرد.

 مسائل اصلى را باید شناخت و مسائل فرعى را اصلى نكرد؛ نه اینكه مطرح نكرد؛ نه، مسائل فرعى هم باید طرح شود؛ همه‌ى جزئیات باید طرح شود؛ اما اصلى نشود و ملاك مخالفت و موافقت قرار نگیرد. ملاك موافقت و مخالفت، صراط مستقیم حق است، اسلام است، تشرع است، تدین است، پایبندى به مبانى انقلاب است، پایبندى به آرزوهاى امام و اهدافى است كه امام ترسیم كردند؛ مقابله‌ى با مستكبرین است، بدبین بودن به مستكبرین است. یعنى بدانیم كه دشمن ما كیست. اینجور نباشد كه ما با رفیق و برادر خودمان كه مثلاً اینجا نشسته، بنا كنیم مخالفت، اما دلمان با آن مستكبر، با آن بى‌حیاى مخالف همراه باشد، از او كمك بخواهیم، به او اعتماد كنیم؛ اینجورى نباشد.

 مسئله‌ى مهمى كه در ذهن بنده همیشه هست - آنطور كه فرمودند، در جلسه هم مطرح شده - و مورد دغدغه‌ى افراد است، مسئله‌ى فرهنگ است؛ مهم است. مسئله‌ى فرهنگ از مسائل اقتصادى مهمتر است، از مسائل سیاسى مهمتر است. فرهنگ چیه؟ فرهنگ عبارت است از آن درك، برداشت، فهم، معتقَد و باور انسانها و روحیات و خلقیات آنها در زندگى؛ آنهائى است كه انسان را به كار وادار میكند. فرهنگ حاكم بر یك كشور مثلاً اگر چنانچه فرهنگ مسئولیت‌پذیرى بود، این عمل مردم را هدایت میكند. نقطه‌ى مقابل، حالت بى‌مسئولیتى است كه انسان نسبت به حوادث، نسبت به قضایا، نسبت به آینده، نسبت به دشمن، نسبت به دوست، احساس مسئولیت نكند. مسئولیت‌پذیرى، تزریق مسئولیت‌پذیرى و هدیه كردن او به ارواح مردم، به افكار مردم و روحیات مردم، این تقویت فرهنگ است. ایثارگرى، وجدان كارى، انضباط، تعاون اجتماعى، سازگارى اجتماعى، پرهیز از اسراف، اصلاح الگوى مصرف، روحیه‌ى قناعت، استحكام در آنچه كه تولید میكنیم؛ اینها فرهنگ است. اینها را باید در مردم تقویت كرد. درست‌كارى، زنده نگه داشتن اندیشه‌هاى امام و انقلاب، روحیه‌ى انسجام و اتحاد اسلامى - آن چیزى كه قرآن هم ما را به او امر میكند، تفكرات ما هم به او امر میكند، انقلاب هم ما را به او حمل میكند و امر میكند - با برادران مسلمان، با هم‌میهنان، حالت اتحاد و انسجام داشتن، تعصب متقابل مثبت نسبت به یكدیگر داشتن، كه در عرض گستره‌ى امت اسلامى هم همین جور است. اینها فرهنگ است. یكى از آنها هم البته فرهنگ عفاف و فرهنگ ساده‌زیستى است.

 این كارها به عهده‌ى كیست؟ رسانه‌ها خیلى نقش دارند؛ اما رسانه‌ها قالبند؛ محتوا و مضمون، دست ماست، كه حالا بحث مفصلى دارد كه جایش اینجا نیست. ان‌شاءاللَّه در جاى خودش من راجع به این صحبت خواهم كرد. كارهاى مهمى بر عهده‌ى ماهاست، بر عهده‌ى حوزه‌هاى علمیه است كه این كارها را باید ان‌شاءاللَّه انجام بدهیم. دیگر صحبت ما طولانى شد.

 خداوند ان‌شاءاللَّه كه همه‌ى ما را در راه انقلاب، در راه اسلام نگه دارد؛ زندگى ما را وقف اسلام بكند؛ مرگ ما را در راه اسلام و براى اسلام و براى خودش قرار بدهد؛ آنچه كه گفتیم، میگوئیم، میشنویم و میكنیم، آن را براى خودش و در راه خودش قرار بدهد.

    والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌


او كسی است كه سكینه و آرامش را در دلهای مؤمنان نازل كرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود، لشكر آسمانها و زمین از آن خدا است، و خداوند دانا و حكیم است. هدف (دیگر از این فتح مبین) آن بود كه مردان و زنان با ایمان را در باغهائی (از بهشت) وارد كند كه نهرها از زیر درختانش جاری است، و گناهان آنها را ببخشد، و این نزد خدا پیروزی بزرگی است. و نیز مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد می‌برند مجازات كند، حوادث سوئی (كه برای مؤ منان انتظار می‌كشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود، خداوند آنها را غضب كرده، و آنها را از رحمت خود دور ساخته، و جهنم را برای آنها آماده كرده، و چه بد سرانجامی است. لشكریان آسمانها و زمین تنها از آن خدا است، و خداوند شكست ناپذیر و حكیم است.









1) فتح: 4-7؛ ترجمه: 2) رعد: 38 3) نهج‌البلاغه: نامه‌ى 62 4) صحیفه‌ى سجادیه، دعاى بیستم‌ 5) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى 45 6) حج: 40 7) آل‌عمران: 173 8) آل‌عمران: 175 9) احزاب:60 10) عصر: 1-3 11) توبه: 71

امتیاز به این مطلب امتیاز به این مطلب


لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب وبلاگ، چگونه است؟






  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :