تبلیغات
جمال آفتاب - ترجمه دعای ندبه

جمال آفتاب

              اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود 



جمعه 29 مرداد 1389

ترجمه دعای ندبه

نویسنده: محمد کاظم   

ستایش و سپاس مخصوص خداست كه آفریننده جهانست و درود و تحیّت كامل بر سیّد ما و پیغمبر خدا، حضرت محمد مصطفى و آل اطهارش باد. پروردگارا ترا ستایش مىكنم براى هر چه (از بلا و نعمت و رنج و راحت) كه در قضا و قدر تقدیر كردى بر خاصّان و محبانت، یعنى بر آنان كه وجودشان را براى (شهود) حضرتت خالص و براى (تبلیغ) دینت مخصوص گردانیدى. چون بزرگ نعیم باقى بى زوال ابدى را كه نزد تست بر آنان اختیار كردى، بعد از آنكه زهد در مقامات و لذات و زیب و زیور دنیاى دون را بر آنها شرط فرمودى. آنها هم بر این شرط متعهد شدند و تو هم مى دانستى كه به عهد خود وفا خواهند كرد. پس آنان را مقبول و مقرّب درگاه خود فرمودى و علوّ ذكر، یعنى قرآن با بلندى نام و ثناى خاص و عام بر آنها از پیش عطا كردى و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستاده و با وحی خودت آنها را کرامت بخشیدی.و آنها را واسطه و وسیله دخول به رضوان و بهشت و رحمت خود گردانیدى. پس بعضى از آنها را در بهشت منزل دادى تا هنگامى كه او را از بهشت بیرون كردى. برخى را در كشتى نشانده، با هر كس ایمان آورده و در كشتى با او در آمده بود همه را از هلاكت، به رحمت خود نجات دادى. بعضى را به مقام خلّت خود برگزیده، درخواستش را كه وى لسان صدق در اممّ آخر باشد (یا نبى و ولىّ حق در فرزندانش تا قیامت باقى ماند) اجابت كرده و به مقام بلند رسانیدى. بعضى را از شجره طور با وى تكلّم كرده و برادرش را وزیر و معاون وى گردانیدى. بعضى را بدون پدر و تنها از مادر ایجاد كردى و به او معجزات عطا فرموده، او را به روح قدس الهى مـؤیّـد داشتى. و همه آن پیمبران را شریعت و طریقه و آیینى عطا كردى. و براى آنان وصى و جانشینى، براى آنكه یكى بعد از دیگرى مستحفظ دین و نگهبان آیین و شریعت و حجّت بر بندگان تو باشد از مدّتى تا مدّت معین، قرار دادى.تا آنكه دین حق از قرارگاه خود خارج نشود و اهل باطل غلبه نكنند. و تا كسى نتواند گفت كه: اى خدا چرا رسول به سوى ما نفرستادى كه ما را از جانب تو به اندرز و نصیحت ارشاد كند؟ و چرا پیشوا و رهبرى نگماشتى كه ما از آیات و رسولانت پیروى كنیم پیش از آنكه به گمراهى و ذلّت و خذلان در افتیم؟ لذا در هر دوره­اى رسول فرستادى، تا آنكه امر رسالت به حبیب گرامیت محمّد صلى اللَّه علیه و آله منتهى گردید. او چنانكه تو او را به رسالت برگزیدى سید و بزرگ خلایق بود و خاصه و خلاصه پیمبرانى كه به رسالت انتخاب فرمودى و افضل از هر كس كه برگزیده تست و گرامى تر از تمام رُسُلى كه معتمد تو بودند. بدین جهت او را بر همه رسولانت مقدّم داشتى و بر تمام بندگانت از جن و انس مبعوث گردانیدى و شرق و غرب عالمت را زیر قدم فرمان رسالتش گستردى و براق را مسخّر او فرمودى و روح پاك وى را به سوى آسمان خود به معراج بردى و علم گذشته و آینده، تا انقضاء خلقت را به او به ودیعت سپردى.آنگاه او را به واسطه رعب و ترس دشمن از او، بر دشمنان مظفّر و منصور گردانیدى و جبرئیل و میكائیل و دیگر فرشتگان با اسم و رسم و مقام را گرداگردش فرستادى. و به او پیروزى دینش را بر تمام ادیان عالم به رغم مشركان وعده فرمودى و این ظفر پس از آن بود كه رسول اكرم را (بعد از هجرت) باز، تو او را با فتح و ظفر به خانه كعبه مكان صدق اهل بیت باز گردانیدى و براى او و اهل بیتش، آن خانه مكه را اول بیت و نخستین خانه براى عبادت بندگان مقرر فرمودى. و (خاندانش را) وسیله هدایت عالمیان گردانیدى. این خانه آیات و نشانه­هاى آشكار ایمان و مقام ابراهیم خلیل بود و محل امن و امان بر هر كس كه در آن داخل مى شد. و درباره خاندان رسول فرمودى: البته خدا از شما اهل بیت رسول هر رجس و ناپاكى را دور مى سازد و كاملاً پاك و مبرّا مى گرداند. سپس مُزد محمد که درود تو بر او خاندانش باد؛ را دوستی آنان مقرّر کردی و در کتاب خود فرمودی: بگو من از شما مُزدی نمی خواهم، الا مودّت خویشانم. باز فرمودى: بگو همان اجر رسالتى را كه خواستم؛ باز به نفع شما خواستم. و باز فرمودى: بگو من از شما امّت اجر رسالتى نمى خواهم، جز آنكه شما راه خدا را پیش گیرید. پس (می­توان فهمید) اهل بیت رسول، طریق و رهبر به سوى تواند در راه بهشت رضوان تواند. و هنگامى كه دوران عمر پیغمبرت سپرى گشت، وصى و جانشین خود على بن ابى طالب (صلوات اللَّه علیهما وآلهما) را به هدایت امت برگماشت. چون او منذر و براى هر قوم هادى امّت بود. پس رسول اكرم در حالى كه امّت همه در پیش بودند؛ فرمود: هر كس كه من پیشوا و دوست و ولىّ او بودم؛ پس از من، على مولا و امام و پیشواى او خواهد بود. بارالها دوست بدار هر كه على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن بدارد و یارى كن هر كه على را یارى كند و خوار ساز هر كه على را خوار سازد. باز فرمود: هر كس من پیغمبر او هستم؛ على امیر و فرماندار اوست. باز فرمود: من و على هر دو شاخه­هاى یك درخـتـیـم و سـایـریـن از درختهـاى مختلفند. و پیغمبر على را نسبت به خود، به مقام هارون نسبت به موسى نشاند؛ جز آنكه فرمود: پس از من پیغمبرى نیست. باز رسول اكرم دختر گرامیش كه سیّده زنان عالم است، را به على تزویج فرمود. باز حلال كرد بر على آنچه بر خود پیغمبر حلال بود (از آنكه با حال جنابت تنها بر رسول و على به مسجد پیغمبر درآمدن حلال بود و بر غیرشان حرام). و باز تمام درهاى منازل اصحاب را كه به مسجد رسول باز بود، به حكم خدا بست غیر در خانه على. آنگاه رسول اسرار علم و حكمتش را نزد على به ودیعه گذاشت و فرمود: من شهر علم هستم و على دَرِ آن شهر. پس هر كه بخواهد در این مدینه علم و حكمت وارد شود، از درگاهش باید وارد گردد. آنگاه فرمود: تو برادر من، وصىّ من و وارث من هستى. گوشت و خون تو، گوشت و خون من است. صلح و جنگ با تو، صلح و جنگ با من است و ایمان چنان با گوشت و خون تو آمیخته شده كه با گوشت و خون من آمیخته­اند. تو فردا جانشین من بر حوض كوثر خواهى بود و پس از من، تو اداء قرض من مى كنى و وعده­هایم را انجام خواهى داد. شیعیان تو در قیامت بر كرسیهاى نور با روى سفید در بهشت ابد، اطراف من قرار گرفته­اند و آنها همسایه من هستند. اگر تو یا على بعد از من میان امتم نبودى، اهل ایمان به مقام معرفت نمى رسیدند.همانا على بود كه بعد از رسول اكرم؛ امت را از ضلالت و گمراهى و كفر و نابینایى، به مقام هدایت و بصیرت مى رسانید. او حبل­اللَّه متین در راه مستقیم حق براى امت است. هیچ كس به قرابت با رسول، بر او سبقت نیافته و در اسلام و ایمان بر او سبقت نگرفته. و نه كسى به او در مناقب و اوصافِ كمال خواهد رسید. تنها قدم به قدم از پى رسول اكرم، على راه پیمود كه درود خدا بر هر دو و بر آل اطهارشان باد. و على است كه بر تأویل (و حقایق و مقاصد اصلى قرآن) جنگ مى كند و در راه رضاى خدا از ملامت و سرزنش بدگویان باك ندارد. و در راه خدا، خونهاى صنادید و گردنكشان عرب را به خاك ریخت و شجاعان و پهلوانانشان را به قتل رساند و سركشان را مطیع و منقاد كرد. در نتیجه دلهایشان پر از حقد و كینه، از واقعه جنگ بدر و حنین و خیبر و غیره گردید و بازماندگانشان كینه على را در دل گرفتند. و در اثر آن كینه پنهانى، بر دشمنى او قیام كردند و به مبارزه و جنگ با او هجوم آوردند. تا آنكه ناگزیر او هم با عهد شكنان امّت (طلحه و زبیر) و با ظالمان و ستمكاران (معاویه و یاران او) و با خوارج مرتد از دین در نهروان به قتال برخاست. و چون نوبت اجلش فرا رسید و شقى­ترین خلق (اول و) آخر عالم؛ پیروى از شقى­ترین خلق اول نمود. در نتیجه فرمان رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله را درباره هادیان خلق، یكى بعد از دیگرى امتثال نكردند و امت همه كمر بر دشمنى آنها بسته و بر قطع رحم پیغمبر و دور كردن اولاد طاهرینش متفق شدند. جز قلیلى از مؤمنان حقیقى كه حقّ اولاد و رسول را رعایت كردند. تا آنكه به ظلم ستمكاران امت، گروهى را كشته و جمعى اسیر و فرقه­اى هم دور از وطن خود شدند. و قلم قضا بر آنها جارى شد به چیزى كه امید از آن، حسن ثواب و پاداش نیكو است. چون زمین ملك خداست و هر كه از بندگان را بخواهد، وارث ملك زمین خواهد كرد و عاقبت نیك عالم با اهل تقوى است. و پروردگار ما از هر نقص و آلایش پاك و منزه است و وعدة او قطعى و محقق­الوقوع است و ابداً در وعده پروردگار خلاف نیست و در هر كار در كمال اقتدار و علم و حكمت است. پس باید گریه کنندگان، بر پاكان اهل بیت پیغمبر و على صلى اللَّه علیهما وآلهما گریه كنند و بر آن مظلومان عالم، ندبه و فغان نمایند. و براى مثل آن بزرگواران؛ اشك از دیدگان بارند و ناله و زارى و ضجّه و شیون از دل بركشند كه [ اى پروردگار ] كجاست حسن بن على؟ كجاست حسین بن على؟آن پاكان و راستگویان عالم كجایند آنها که یکی بعد از دیگرى، رهبر راه خدا و برگزیده از خلق خدا بودند؟ كجا رفتند تابان خورشیدها؟ کجایند آن فروزان ماهها؟ كجا رفتند ستارگان درخشان ؟كجا رفتند آن رهنمایان دین و اركان علم و دانش؟ كجاست حضرت بقیة اللَّه كه عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟

كجاست آنكه براى بركندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟ كجاست آنكه منتظریم اختلاف و كج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح كند؟ كجاست آنكه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟ كجاست آنكه براى تجدید فرائض و سنن اسلام كه محو و فراموش گردیده؛ ذخیره است؟ كجاست آنكه براى برگردانیدن ملّت و شریعت مقدّس اسلام اختیار گردیده؟ كجاست آنكه آرزومندیم كتاب و حدود آن را احیا سازد؟ كجاست آنكه دین، ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟ كجاست آنكه شوكت ستمكاران و متعدیان را در هم مى شكند؟ كجاست آنكه بنا و سازمانهاى شرك و نفاق را ویران مى كند؟ كجاست آنكه فسق و عصیان و طغیان را هلاك و نابود مى گرداند؟ كجاست آنكه برای کندن ریشة گمراهى و دشمنى مهیاست؟

كجاست آنكه اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را نابود مى سازد؟كجاست آنكه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد كرد؟ كجاست آنكه متكبرانِ سركش را هلاك و نابود مى گرداند؟ كجاست آنكه مردم ملحد، معاند و گمراه كننده را بیچاره کند؟ كجاست آنكه دوستان را عزیز و دشمنان را ذلیل خواهد كرد؟ كجاست آنكه مردم را بر وحدت كلمه و تقوى مجتمع مى سازد؟ كجاست باب الهى كه از آن وارد مى شوند؟ كجاست آن وجه الهى كه دوستان به سوى او روى آوردند؟ كجاست آن وسیله كه بین آسمان و زمین پیوسته است؟ كجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در عالم؟ كجاست آنكه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟ كجاست آنکسی كه از ظلم امتّ بر انبیاء و اولاد انبیاء دادخواهى مى كند؟ کجاست آنکه انتقام خون شهید کربلا را خواهد گرفت؟ كجاست آنكه خدا بر ستمكاران و تهمت زنندگان، او را پیروز مى گرداند؟ كجاست آنكه دعاى خلق پریشان را اجابت مى كند؟ كجاست آن بالاترین خلایق و صاحب نیكوكارى و تقوى؟ كجاست فرزند پیغمبر محمد مصطفى؟ و فرزند على مرتضى ؟ و فرزند خدیجه بلند مقام ؟ و فرزند فاطمه زهرا بزرگترین زنان عالم؟ پدر و مادرم فداى تو؛ جانم نگهدار و حامى ذات پاك تو باد اى فرزند بزرگان مقربان خدا. اى فرزند اصیل و شریف بزرگوارترین اهل عالم؛ اى فرزند هادیان هدایت یافته؛ ای فرزند بهترین مردان مهذّب؛اى فرزند مهتران شرافتمندان خلق؛ اى فرزند نیكوترین پاكان عالم؛ اى فرزند جوانمردان و برگزیدگان؛ اى فرزند گرامی­ترِ مهتران؛ اى فرزند تابان ماه­ها و فروزان چراغها و درخشان ستارگان؛ اى فرزند راههاى روشن خدا؛ اى فرزند نشانهاى آشكار حق؛ اى فرزند علوم (و معارف) كامل الهى؛ اى فرزند سنن و قوانین معروف آسمانى؛ اى فرزند معالم و آثار ایمان كه مذكور است (در تمام كتب انبیاء و غیره)؛ اى فرزند معجزات محقق و موجود؛ اى فرزند راهنمایان آشکار و مشهود خلق؛ اى فرزند صراط مستقیم خدا؛ اى فرزند خبر عظیم؛ اى فرزند كسى كه در امّ الكتاب (علم حق) نزد خدا على و حكیم است؛ اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛ اى فرزند ادلّه روشن حق؛ اى فرزند برهانهاى واضح و آشكار خدا؛ اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛ اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛ اى فرزند طه و محكمات قرآن و ای فرزند یاسین و ذاریات؛ اى فرزند سوره طور و عادیات؛ اى فرزند آنکه خداوند در حقّش فرمود: دنى فتدلى فكان قاب قوسین او ادنى كه نسبت به حضرت على اعلاى الهى مقرت ترین مقام است. كاش مى دانستم كجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد یافت؟ آیا به كدام سرزمین اقامت دارى؟ آیا به زمین رضوان یا غیر آن؛ یا به دیار ذوطوى متمكن گردیده­اى؟ بسیار سخت است بر من كه خلق را همه ببینم و ترا نبینم و هیچ از تو صدایى حتى آهسته هم بگوش من نرسد. بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛ و اینکه تو به تنهایی گرفتار باشی و نالة من نیز به حضرتت نرسد و شكوه به تو نتوانم. به جانم قسم كه تو آن حقیقت پنهانى كه دور از ما نیستى. به جانم قسم تو آن شخص جدا از مایى، كه ابداً جدا نیستى. به جانم قسم كه تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق الیه مرد و زنِ اهل ایمانى كه هر دلى از زیادت شوق او نالة مى زند. به جانم قسم تو آن عزّتی هستی که هم طرازی ندارد. به جانم قسم تو آن عظمتی هستی که هم قطاری ندارد. از آن نعمتهاى خاص عالى خداوندی، كه مثل و مانند نخواهد داشت. به جانم قسم كه تو از آن خاندان عدالت و شرفى كه احدى برابرى با شما نتواند كرد. اى مولاى من؛ تا كى در (انتظار) شما حیران و سرگردان باشیم؟ تا به كى و به چگونه خطابى درباره تو توصیف كنم و چگونه راز دل گویم؟ اى مولاى من بر من بسى سخت است كه پاسخ، از غیر تو یابم. سخت است بر من از تو بگویم و خلق تو را واگذارند. سخت و مشكل است بر من كه بر تو ماجرای دیگرى (غیبت ممتد) پیش آمد.

آیا كسى هست كه مرا یارى كند تا بسى نالة فراق و فریاد و فغان طولانى از دل بركشم؟ كسى هست كه جزع و زارى كند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت كند و زار زار بگرید؟ اى پسر پیغمبر آیا به سوى تو راه ملاقاتى هست؟ آیا امروز به فردایى مى رسد كه به دیدار جمالت بهره مند شویم؟ آیا كى شود كه بر جویبارهاى رحمت درآییم و سیراب شویم؟ كى شود در چشمه آب زلال (ظهور) تو، ما غرقه شویم؛ كه عطش ما طولانى گشت؟ كى شود كه ما با تو صبح و شام كنیم تا چشم ما به جمالت روشن شود؟ كى شود كه تو ما را و ما تو را ببینیم، هنگامى كه پرچم نصرت و پیروزى در عالم برافراشته­اى؟ آیا خواهیم دید كه ما به گرد تو حلقه زده و تو با سپاه تمام روى زمین را پر از عدل و داد كرده باشى؟ و دشمنانت را كیفر خوارى و عقاب بچشانى و سركشان و كافران و منكران خدا را نابود گردانى و ریشه متكبّران عالم و ستمكاران جهان را از بیخ بركنى، تا با خاطر شاد ما به الحمد لله رب العالمین لب برگشاییم. اى خدا تو برطرف كننده غم و اندوه دلهایى، من از تو داد دل مى خواهم كه تویى دادخواه و تو خداى دنیا و آخرتى. بارى به داد ما برس اى فریادرس فریاد خواهان. بندة ضعیف بلا و ستم رسیده را دریاب و سیّد او را براى او ظاهر گردان. اى خداى بسیار مقتدر و توانا؛ لطف كن و ما را به ظهورش از غم و اندوه و سوز دل بِرَهان و حرارت قلب ما را فرو نشان. اى خدایى كه بر عرش، استقرار ازلى دارى و رجوع همه عالم به سوى تست و منتهى به حضرت تست. اى خدا ما بندگان حقیرت، مشتاق ظهور ولىّ توییم كه او یاد آور تو و رسول تست. او را براى عصمت و نگهدارى و پناه دین و ایمان ما آفریده­اى و او را برانگیخته­اى تا قوام و حافظ و پناه خلق باشد و او را براى اهل ایمان از ما بندگانت، امام و پیشوا قرار دادى. پس تو از ما به آن حضرت سلام و تحیت برسان . و بدین واسطه مزید كرامت ما گردان و قرارگاه آن حضرت (آنچه باعث قرار و آرامش او می­شود) را قرارگاه و آرام بخش شیعیان قرار ده و به واسطه پیشوایى او بر ما نعمت را تمام گردان. تا آن بزرگوار به هدایتش، ما را در بهشتهاى تو داخل سازد و با شهیدان راه تو و دوستانِ خاص تو رفیق گرداند. اى خدا درود فرست بر محمد و آل محمد و باز هم درود فرست بر محمد، جدّ امام زمان كه رسول تو، سیّد و بزرگترین پیغمبران است و بر على جدّ دیگرش كه سیّد سلحشور حمله­ کننده در راه جهاد توست. و بر جدّه او صدیقه كبرى فاطمه دختر حضرت محمد و بر آنان كه تو برگزیدى از پدران نیكوكار او بر همه آنان و بر او فرست بهتر و كاملتر و پیوسته و دائمى و بیشتر و وافرترین درود و رحمتى كه بر احدى از برگزیدگان و نیكان خلقت چنین رحمتى كامل عطا كردى. و باز رحمت و درود فرست بر او رحمتى كه شمارش بى حدّ و انبساطش بی­انتها و جاودانی و همچنین زمانش بى پایان باشد و تمام نگردد. اى خدا به آن حضرت، دین حق را پاینده دار.

و (بوسیله او) اهل باطل را محو و نابود ساز و دوستانت را با آن حضرت (به راه معرفت و سعادت) هدایت فرما و دشمنانت را به واسطه او ذلیل و خوار گردان. اى خداى منان ما او را پیوند و اتصالى كامل ده كه منتهى شود به رفاقت ما با پدرانش (در دنیا و آخرت) و ما را از آن كسان قرار ده كه چنگ به دامان آن بزرگواران زده است و در سایه آنان زیست مى كنند. و ما را در اداء حقوق آن حضرت و جهد و كوشش در طاعتش و دورى از عصیانش یارى فرما. و بر ما به رضا و خشنودى آن حضرت منّت گذار و رأفت و مهربانى و دعاى خیر و بركت وجود مقدس را به ما موهبت فرما. تا بدین واسطه ما به رحمت واسعه و فوز سعادت نزد تو نائل شویم و به واسطه (توسل) به آن حضرت، نماز (و طاعات) ما را مقبول و گناهان ما را آمرزیده و دعاى ما را مستجاب ساز؛ و همّ و غمّ ما را بواسطه او برطرف و کفایت فرما. و روزی هاى ما را به واسطه او وسیع و حاجتهاى ما را برآورده گردان. و بر ما به وجه كریم (و رحمت با كرامت) اقبال و توجه فرما و تقرّب و توسل ما را به سوى خود بپذیر و بر ما به رحمت و لطف نظر فرما تا ما بدان نظر لطف كرامت نزد تو را به حدّ كمال رسانیم. آنگاه دیگر هرگز نظر لطف را از ما به كرامت باز مگیر و ما را از حوض كوثر جدّ پیغمبر صلى اللَّه علیه وآله به كاسه او و به دست او سیراب كن. سیرابى كامل گوارایى كه بعد از آن سیراب شدن، دیگر تشنه نشویم اى مهربان ترین مهربانان

امتیاز به این مطلب امتیاز به این مطلب


لینکدونی

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب وبلاگ، چگونه است؟






  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :